(2 از 3)
تمثیل های گوناگون از آبای کلیسا در مورد تثلیث :
هیپولوتوس می گوید : مسیحیان , پدر و لوگوس را دو خدا نمی دانند , زیرا لوگوس از نظر آنها «نور نور ... یا پرتو خورشید» است . ترتولیان نیز پس از بیان اینکه «من معترفم که خدا و کلمه او را – پدر و پسر را – دو می نامم» در توضیح وحدت آنها می گوید که به همین صورت خورشید و پرتو نیز دو شکل , اما دو شکل همساز و یکپارچه هستند . و همچنین لاکتانتیوس نیز می گوید که پدر و پسر بنا بر اینکه اولی همچون خورشید است و دومی همچون پرتوی ساطع شده از خورشید , به رغم دو تا بودنشان همچنان واحدند . به همین طریق , دیونیسیوس آریوپاگوسی هنگامی که می کوشد تثلیث را با آنچه وی تشبیهات محسوس و ساده می خواند توضیح دهد از تمثیل «نورهای چراغ ها , که در خانه واحدی هستند و تماما در همدیگر ادغام شده اند... و در یک نور یکپارچه و بی جزء متحد گشته اند.» استفاده می کند .
تمثیل دیگر , آب می باشد . هیپولوتوس می گوید : پدر و لوگوس با اینکه دو هستند , دو خدا نیستند , زیرا لوگوس صرفا مانند آب جاری از چشمه است. ترتولیان وحدت پدر و پسر را با تمثیل چشمه و رودخانه , که به گفته او دو شکل اند اما انقسام ناپذیر , تبیین می کند . لاکتانتیوس نیز یگانگی پدر و پسر را بر این مبنا توضیح می دهد که پدر , گویی همچون چشمه ای جوشان است و پسر جریانی است که از آن جاری می شود. همین طور زنون ورونایی , پدر و پسر را به دو دریای پر از آب یکسانی تشبیه می کند که گرچه دو هستند , اما واحدند .
تمثیل دیگری که مورد استفاده ترتولیان است , تمثیل «ریشه و درخت» است , که وی در مورد آن می گوید که آنها به نحو متمایز دو چیزند , اما به نحو متضایف به هم پیوسته اند .
آگوستین تمثیلی را با توجه به نفس انسان و قوای آن ارائه می کند , قوایی که آگوستین در این مورد برمی شمرد , سه قوه اند و عبارت اند از : 1. حافظه , 2. بصیرت باطنی , شناخت , یا فاهمه و 3. اراده یا عشق که وی آنها را به تفصیل بیان می کند .
گرگوری نوسایی می گوید : "تصور مسیحی از خدا , نه چندگانه پرستی یونانیان است و نه یگانه پرستی یهودیان و به همین دلیل تصور مسیحی , تصور حق و درستی است زیرا حقیقت در میانه و حد وسط این دو تلقی قرار دارد , هر بدعتی را از میان برمی دارد و در عین حال امور مفید را از هر یک می پذیرد." با پذیرش کلمه و با اعتقاد به روح القدس , اصول اعتقادات یهودی نفی می شود و با وحدت طبیعت که ابطال کننده تصور کثرت است , خطای چندگانه پرستی مکاتب یونانی از میان می رود . به گفته یوحنای دمشقی , چنین ترکیب آرمانی ای در مسیحیت , یعنی ترکیب بهترین عقاید موجود در یهودیت و آیین شرک , به این صورت است : از یک طرف از اندیشه یهودی وحدت طبیعت , خدا را داریم و از طرف دیگر از اندیشه یونانی , تمایز اقنوم ها را برگرفته ایم و اندیشه درست همین است و بس.
ترتولیان می گوید: عیسی هم انسان و هم خدا , هم پسر انسان و هم پسر خدا بود .
کارل بارت مشهور ترین اندیشمند مسیحی است که در دوران معاصر ظهور کرده و در ابتدای کتاب خود اصول قطعی اعتقادات کلیسا به بحث تثلیث پرداخته وی نیز به دنبال اثبات عقلانی تثلیث راه درازی را طی نمود و مدعی شد در تثلیث چند مرحله بیان میکند :
1) خدا سخن ميگويد
2)انسان گنه كار توانايي شنيدن سخن را ندارد
3)با اين حال انسان گنه كار كلام خدا را شنيده زيرا همين كلام گنه كار بودن انسان را بر وي مكشوف ميكند و براي اينكه مكاشفه واقعا مكاشفه باشد خدا بايد اين توانايي را داشته باشد كه با وجود گنه كار بودن انسان خود را بر وي مكشوف كند
4) در مكاشفه خدا بايد هماني باشد كه در مكاشفه او از خودش نمايان است و بين مكشوف كننده و مكاشفه بايد انطباقي مستقيم باشد (خدا خود را به عنوان خداوند مكشوف ميكند) و مكاشفه تكرار همان واقعيت خداست و بين خداي مكشوف كننده و مكاشفه خدا در مورد خودش انطباق هست و (عيسي مسیح) مكاشفه خداست از خودش
5) گفتن اينكه عيسي مكاشفه خداست كافي نيست و بايد طريقي باشد تا بتوان تشخيص داد عيسي مكاشفه خداست از خودش و انسان گنه كار بدون كمك الهي قدرت اين تشخيص را ندارد
6) لازم است كه خود تعبير مكاشفه به عنوان مكاشفه هم كار خدا باشد (روح القدس)
وی به این ترتیب استدلالی برای اثبات عقلانی تثلیث ارائه کرده و معتقد است اصلا عقل میگوید که باید خدا به صورت تثلیث باشد و خدای توحید ضد عقل است و همچنین فهم خود را از چگونگی این اموزه بیان میدارد .
کارل رانر بین تثلیث برنامه نجات و تثلیث ذاتی ارتباطی برقرار میکند و به طور خلاصه در سه عبارت میگوید
• در برنامه نجات سه شخص وجود دارد
• اين سه شخص انعكاسي است از گونگي ذات خدا
• همان خدايي كه به صورت تثليث به نظر ميرسد به راستي خداي تثليث است و نحوه شناخته شدن خدا در مكاشفه از خود با آنچه در درون خود هست مطابقت دارد .
یکی از عبارتهای قالبی تثلیثی را می توان در پایان رساله دوم به قرنتیان مشاهده نمود که بدین صورت است : فیض عیسی خداوند و محبت خدا و شرکت روح القدس با جمیع شما باد .
الستر مك كراث از الهيدانان ميگويد واژگان و اصطلاحات تثليث بي گمان يكي از مشكلترين و بزرگترين دشواري هايي است كه دانشجویان الاهیات خود را با آن مواجه ميبيند در مورد عبارت ” سه شخصيت يك ذات؟“ حداقل چيزي كه ميتوان گفت اين است كه چندان روشنگر نيست در کتاب قاموس کلیسای مسیحی آکسفورد مینویسد تثلیث یعنی: یک خدا و یک جوهر در سه شخصیت پدر و پسر و روح القدس .
دائره المعارف کاتولیک در این باره چنین مینویسد:
تثلیث واحد است، ما به سه خدا اعتراف نمی کنیم بلکه به خدای واحد در سه اقنوم پس اقانیم تثلیث در یک الوهیت سهیم نیستند بلکه هر یک از آنها کامل خدا هستند اقانیم ثلاثه واقعاً از هم متمایز هستند آنها از نظر شما با هم تفاوت دارند وحدت الهی سه گانه است .
ایمانداران تثليث را سر و رمزي ميدانند كه قابل فهم نيست و ميگويند نباید با عقلمان بخواهیم این مساله را درک کنیم با اين حال درك ما از تثليث از اعتقاد همزمان به چهار گزينه زير تشكيل ميشود
1.سه شخص(اقنوم ) هستند که الوهیت دارند
بنا بر دکترین تثلیث خدا در سه شخص یا سه hypostases به یونانی وجود دارد نه به این معنا که هر کدام قسمی از الوهیت را دارند بلکه هر کدام به تنهائی به نحو کامل الوهیت دارند.
الف) خدای پدر خدای کامل است
ب)خدای پسر خدای کامل است.
ج) روح القدس خدای کامل است
2.هر شخص با دیگری تمایز دارد
اين سه شخص از يكديگر متمايز هستند و به واسطه ويژگي هاي شخصيشان از يكديگر تمييز داده ميشوند اين به اين معناست كه
الف) پدر . پسر.نیست (تمایز پدر از پسر
ب)پدر .روح القدس نیست(تمایز پدر از روح القدس
ج)پسر روح القدس نیست (تمایز پسر از روح القدس
۳- فقط یک خدای واحد حقیقی وجود دارد
برخی تصور میکنند که معتقدین به آموزه تثلیث به سه خدا اعتقاد دارند در حالی که اینگونه نیست و ما یک خدا را میپرستیم ولی آن خدا سه شخص ( یا تشخص) دارد و ایات زیادی مبنی بر یگانگی خدا وجود دارد در عهد عتیق میخوانیم ای اسرائیل بشنو خدای ما یهوه خدای واحد است (تثنیه 6: 4
4- بين شخصيت هاي تثليث تساوي وجود دارد
در عین حالی که پسر مولود جاودانی از پدر است در عین حال از او کمتر نیست روح القدس که از ازل از پدر و پسر صادر میشود از آن دو کمتر نمیباشد و در الوهیت با هم مساوی هستند
با توجه به توضیحاتی که داده شد مشخص شد ، درکی که ما از تثلیث داریم گرچه غیر قابل درک است اما به نوعی توحید در ان نهفته شده در عین حالی که سه گانگی اش حفظ شده است .
ژوزف راتسینگر ( پاپ بندیکت شانزدهم) مینویسد : ایمان به تثلیث که بیانگر کثرت در وحدانیت خداست تنها راه برای محو نهایی شرک و چند خدا پرستی است . آموزه تثلیث تنها راه برای محو نهایی شرک و چند خدا پرستی است و تنها از طریق آن میتوان اساسی معتبر برای کثرت یافت خدا فوق از فرد و جمع قرار دارد و او هر دو مقوله را در نوردیده است .
تمثیل های گوناگون از آبای کلیسا در مورد تثلیث :
هیپولوتوس می گوید : مسیحیان , پدر و لوگوس را دو خدا نمی دانند , زیرا لوگوس از نظر آنها «نور نور ... یا پرتو خورشید» است . ترتولیان نیز پس از بیان اینکه «من معترفم که خدا و کلمه او را – پدر و پسر را – دو می نامم» در توضیح وحدت آنها می گوید که به همین صورت خورشید و پرتو نیز دو شکل , اما دو شکل همساز و یکپارچه هستند . و همچنین لاکتانتیوس نیز می گوید که پدر و پسر بنا بر اینکه اولی همچون خورشید است و دومی همچون پرتوی ساطع شده از خورشید , به رغم دو تا بودنشان همچنان واحدند . به همین طریق , دیونیسیوس آریوپاگوسی هنگامی که می کوشد تثلیث را با آنچه وی تشبیهات محسوس و ساده می خواند توضیح دهد از تمثیل «نورهای چراغ ها , که در خانه واحدی هستند و تماما در همدیگر ادغام شده اند... و در یک نور یکپارچه و بی جزء متحد گشته اند.» استفاده می کند .
تمثیل دیگر , آب می باشد . هیپولوتوس می گوید : پدر و لوگوس با اینکه دو هستند , دو خدا نیستند , زیرا لوگوس صرفا مانند آب جاری از چشمه است. ترتولیان وحدت پدر و پسر را با تمثیل چشمه و رودخانه , که به گفته او دو شکل اند اما انقسام ناپذیر , تبیین می کند . لاکتانتیوس نیز یگانگی پدر و پسر را بر این مبنا توضیح می دهد که پدر , گویی همچون چشمه ای جوشان است و پسر جریانی است که از آن جاری می شود. همین طور زنون ورونایی , پدر و پسر را به دو دریای پر از آب یکسانی تشبیه می کند که گرچه دو هستند , اما واحدند .
تمثیل دیگری که مورد استفاده ترتولیان است , تمثیل «ریشه و درخت» است , که وی در مورد آن می گوید که آنها به نحو متمایز دو چیزند , اما به نحو متضایف به هم پیوسته اند .
آگوستین تمثیلی را با توجه به نفس انسان و قوای آن ارائه می کند , قوایی که آگوستین در این مورد برمی شمرد , سه قوه اند و عبارت اند از : 1. حافظه , 2. بصیرت باطنی , شناخت , یا فاهمه و 3. اراده یا عشق که وی آنها را به تفصیل بیان می کند .
گرگوری نوسایی می گوید : "تصور مسیحی از خدا , نه چندگانه پرستی یونانیان است و نه یگانه پرستی یهودیان و به همین دلیل تصور مسیحی , تصور حق و درستی است زیرا حقیقت در میانه و حد وسط این دو تلقی قرار دارد , هر بدعتی را از میان برمی دارد و در عین حال امور مفید را از هر یک می پذیرد." با پذیرش کلمه و با اعتقاد به روح القدس , اصول اعتقادات یهودی نفی می شود و با وحدت طبیعت که ابطال کننده تصور کثرت است , خطای چندگانه پرستی مکاتب یونانی از میان می رود . به گفته یوحنای دمشقی , چنین ترکیب آرمانی ای در مسیحیت , یعنی ترکیب بهترین عقاید موجود در یهودیت و آیین شرک , به این صورت است : از یک طرف از اندیشه یهودی وحدت طبیعت , خدا را داریم و از طرف دیگر از اندیشه یونانی , تمایز اقنوم ها را برگرفته ایم و اندیشه درست همین است و بس.
ترتولیان می گوید: عیسی هم انسان و هم خدا , هم پسر انسان و هم پسر خدا بود .
کارل بارت مشهور ترین اندیشمند مسیحی است که در دوران معاصر ظهور کرده و در ابتدای کتاب خود اصول قطعی اعتقادات کلیسا به بحث تثلیث پرداخته وی نیز به دنبال اثبات عقلانی تثلیث راه درازی را طی نمود و مدعی شد در تثلیث چند مرحله بیان میکند :
1) خدا سخن ميگويد
2)انسان گنه كار توانايي شنيدن سخن را ندارد
3)با اين حال انسان گنه كار كلام خدا را شنيده زيرا همين كلام گنه كار بودن انسان را بر وي مكشوف ميكند و براي اينكه مكاشفه واقعا مكاشفه باشد خدا بايد اين توانايي را داشته باشد كه با وجود گنه كار بودن انسان خود را بر وي مكشوف كند
4) در مكاشفه خدا بايد هماني باشد كه در مكاشفه او از خودش نمايان است و بين مكشوف كننده و مكاشفه بايد انطباقي مستقيم باشد (خدا خود را به عنوان خداوند مكشوف ميكند) و مكاشفه تكرار همان واقعيت خداست و بين خداي مكشوف كننده و مكاشفه خدا در مورد خودش انطباق هست و (عيسي مسیح) مكاشفه خداست از خودش
5) گفتن اينكه عيسي مكاشفه خداست كافي نيست و بايد طريقي باشد تا بتوان تشخيص داد عيسي مكاشفه خداست از خودش و انسان گنه كار بدون كمك الهي قدرت اين تشخيص را ندارد
6) لازم است كه خود تعبير مكاشفه به عنوان مكاشفه هم كار خدا باشد (روح القدس)
وی به این ترتیب استدلالی برای اثبات عقلانی تثلیث ارائه کرده و معتقد است اصلا عقل میگوید که باید خدا به صورت تثلیث باشد و خدای توحید ضد عقل است و همچنین فهم خود را از چگونگی این اموزه بیان میدارد .
کارل رانر بین تثلیث برنامه نجات و تثلیث ذاتی ارتباطی برقرار میکند و به طور خلاصه در سه عبارت میگوید
• در برنامه نجات سه شخص وجود دارد
• اين سه شخص انعكاسي است از گونگي ذات خدا
• همان خدايي كه به صورت تثليث به نظر ميرسد به راستي خداي تثليث است و نحوه شناخته شدن خدا در مكاشفه از خود با آنچه در درون خود هست مطابقت دارد .
یکی از عبارتهای قالبی تثلیثی را می توان در پایان رساله دوم به قرنتیان مشاهده نمود که بدین صورت است : فیض عیسی خداوند و محبت خدا و شرکت روح القدس با جمیع شما باد .
الستر مك كراث از الهيدانان ميگويد واژگان و اصطلاحات تثليث بي گمان يكي از مشكلترين و بزرگترين دشواري هايي است كه دانشجویان الاهیات خود را با آن مواجه ميبيند در مورد عبارت ” سه شخصيت يك ذات؟“ حداقل چيزي كه ميتوان گفت اين است كه چندان روشنگر نيست در کتاب قاموس کلیسای مسیحی آکسفورد مینویسد تثلیث یعنی: یک خدا و یک جوهر در سه شخصیت پدر و پسر و روح القدس .
دائره المعارف کاتولیک در این باره چنین مینویسد:
تثلیث واحد است، ما به سه خدا اعتراف نمی کنیم بلکه به خدای واحد در سه اقنوم پس اقانیم تثلیث در یک الوهیت سهیم نیستند بلکه هر یک از آنها کامل خدا هستند اقانیم ثلاثه واقعاً از هم متمایز هستند آنها از نظر شما با هم تفاوت دارند وحدت الهی سه گانه است .
ایمانداران تثليث را سر و رمزي ميدانند كه قابل فهم نيست و ميگويند نباید با عقلمان بخواهیم این مساله را درک کنیم با اين حال درك ما از تثليث از اعتقاد همزمان به چهار گزينه زير تشكيل ميشود
1.سه شخص(اقنوم ) هستند که الوهیت دارند
بنا بر دکترین تثلیث خدا در سه شخص یا سه hypostases به یونانی وجود دارد نه به این معنا که هر کدام قسمی از الوهیت را دارند بلکه هر کدام به تنهائی به نحو کامل الوهیت دارند.
الف) خدای پدر خدای کامل است
ب)خدای پسر خدای کامل است.
ج) روح القدس خدای کامل است
2.هر شخص با دیگری تمایز دارد
اين سه شخص از يكديگر متمايز هستند و به واسطه ويژگي هاي شخصيشان از يكديگر تمييز داده ميشوند اين به اين معناست كه
الف) پدر . پسر.نیست (تمایز پدر از پسر
ب)پدر .روح القدس نیست(تمایز پدر از روح القدس
ج)پسر روح القدس نیست (تمایز پسر از روح القدس
۳- فقط یک خدای واحد حقیقی وجود دارد
برخی تصور میکنند که معتقدین به آموزه تثلیث به سه خدا اعتقاد دارند در حالی که اینگونه نیست و ما یک خدا را میپرستیم ولی آن خدا سه شخص ( یا تشخص) دارد و ایات زیادی مبنی بر یگانگی خدا وجود دارد در عهد عتیق میخوانیم ای اسرائیل بشنو خدای ما یهوه خدای واحد است (تثنیه 6: 4
4- بين شخصيت هاي تثليث تساوي وجود دارد
در عین حالی که پسر مولود جاودانی از پدر است در عین حال از او کمتر نیست روح القدس که از ازل از پدر و پسر صادر میشود از آن دو کمتر نمیباشد و در الوهیت با هم مساوی هستند
با توجه به توضیحاتی که داده شد مشخص شد ، درکی که ما از تثلیث داریم گرچه غیر قابل درک است اما به نوعی توحید در ان نهفته شده در عین حالی که سه گانگی اش حفظ شده است .
ژوزف راتسینگر ( پاپ بندیکت شانزدهم) مینویسد : ایمان به تثلیث که بیانگر کثرت در وحدانیت خداست تنها راه برای محو نهایی شرک و چند خدا پرستی است . آموزه تثلیث تنها راه برای محو نهایی شرک و چند خدا پرستی است و تنها از طریق آن میتوان اساسی معتبر برای کثرت یافت خدا فوق از فرد و جمع قرار دارد و او هر دو مقوله را در نوردیده است .

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر